با سلام خدمت همه دوستان
ايدي اينجانب بنا به دلايلي عوض شده و از اين طريق خواستم به همه شما كه شايد دستن بهتون نمي رسه خبر بدم .
Elahe_20030r
با تشكرات فراوان
دوشنبه 15 فروردين 1384 4 آوريل 2005 24 صفر 1426
سلام
سلامي به گرمي هواي همدان به همه خوانندگان محترم(اگه داشته باشه فكر كنم به جز مرضي جونم و مهندس عزير اين چرت و پرتا طرفداري نداشته باشه) . البته نمي دونم اين همه ايميل ها كه برام از افراد ناشناس مياد و اين همه هم احساس ارادت دارند از اين طريق با بنده آشنا شدند يا من جايي اونا رو ديدم و فراموش كردم؟ به هر حال همه لطف دارند مخصوصا اون افسانه خانوم كه نمي دونم كي ولي انگاري 100 سال منو مي شناسه .![]()
نمي دونم از كجا شروع كنم و چي بنويسم بد نيست بدونيد عيد رفتيم تبريز و اروميه البته فكر كنم همه شهر فهميدن من كجا رفته بودم . واي كه چه شهر تيريپي بود شما هم بريد ببينيد . ولي درياچه اوميه اصلا ذوق نداشت آروم و بي حركت بود نه موجي نه طوفاني هيچي ولي خدايي خيلي آب بود . به نظر خودم خيلي محافظه كارم تا يه چيزي رو خودم تجربه نكم باورم نمي شه واقعا آب درياچه شور بود اينو خودم امتحان كردم فقط مي خوام ببينم آيا اگه يه نفر تا اون وسط مسطاش بره واقعا غرق نمي شه ؟ اينو چه طوري امتحان كنم نمي دونم . ![]()
جالب ترين مكاني كه ازش بازديد كرديم خونه ستارخان و باقرخان بود خيلي ديدني بود
عكس و دست خط تمام افرادي كه تا حالا تو تاريخ خونديد يا توي ادبيات روزنامه اي چيزي درست كرده بودند اونجا بود چه قدر برام جالب بود عكس واقي ميرزاده عشقي دهخدا بهار و همه اون اسمهاي سختي كه تو امتحان تاريخ براشون مي مونديم ببينم اگه رفتيد از اين مكان حتما حتما ديدن كنيد بقيش موزه كاسه كوزه هاي گلي بود با سكه هاي تمام اون شاه هايي كه بازم تو تاريخ خوندم من اصلا به صحت اونا اطمينان ندارم يه تيكه گرد كوچولو پيدا كردن روش نوشتن سكه مال عهد شاه قلي 700 سال پيش آخه چه طوري مي فهمند؟
بگذريم . 2 روزه دانشگاه برقرار شده آخ كه چه قدر دلم مي خواد پياده رفت و آمد كنم اين هوا يه جوري آدمو مي كشه ؟ مگه نه .
واي مرضي از اون كتابي كه بهت نشون دادم فقط 50 صفحه رو خوني كردم . موندم چه خاكي بر سرم بريزم اصلا درس خوندنم نمي اد اين فصل هم آدم همش دلش مي خواد بخوابه ديگه درس كيلو چنده اونم از اين تريپ درسا . اصلا من عادت كردم همون شب امتحان درس بخونم به غير اون ديگه ياد گيري ندارم . ![]()
راستي امشب مشق عشق داد قحط اسم بود اسم اين دخترو گذاشتن الهه . چه آدم بدبختي هم است ولي امشب زندگي ديگه شيرين شد . مرضيه وقتي اون ربان رو بريد ياد اون دوراني افتادم كه ساعت 30/6 صبح اولين سرويسي بوديم كه وارد مدرسه مي شديم . من و تو سميه رسولي ان چنان مي دويديم كه مستخدم مدرسه از دستمون شاكي شده بود آخه روز قبل من و مرضيه و سميه اخرين نفرايي بوديم كه از كلاس مي زديم بيرون و يه ربان هم مي بستيم جلوي در و صبح روز بعد مسابقه ربان برون داشتيم آخ كه چه روزايي بود يادته . اون قنده كه خاكش كرديم هنوزم وقتي خاك و قند رو مي بينم ياد اون روز مي افتم چه خل بازي هايي در مي اورديم توي سروس هم كه نگو اينقدر شلوغ مي كرديم واي واي 2 تا جاسوس تو سرويس داشتيم كه هر روز اسم ما رو به عنوان شلوغ كاراي سرويس مي برد دفتر البته شناسايي شدن و باهاشون برخورد جدي به عمل امد . بالاخره خيلي خوش بوديم .
راستي مهندس ببين اين سميه رسولي رو تو اركات پيدا مي كني ؟
ديگه هر چي فكر مي كنم نمي دونم چي بنويسم . راستي علي آقا از اينكه منو راهنمايي مي كني خيلي خيلي ممنون هستم . عيدت خيلي مبارك .
وب لاگت محشره .
من كه خيلي دوستش دارم اگه شما هم مي خواهيد با اين آقاي محترم اشنا بشيد تو قسمت لينكها بزرگترين آهنگا رو كليك كنيد . (اينم به افتخار علي آقا گل). ![]()
بازم سال نو مبارك شاد شاد شاد باشيد
