سلام ![]()
واي نمايشگاه چه قدر شلوغ بود با اين من و ازاده تونستيم بخش اعظم اون رو ببينيم . سالن کودکان چه قدر خوب و شاد بود . جاي شما خالي بود خيلي خوش گذشت از اون گذشته اين قدر خورديم كه ديگه نمي تونستيم راه بريم و از طرف ديكه پا درد مخصوصا اون كفش مزيد بر علت مي شد . هر چند وقت يك بار هم چند تا ادم خوشگل مي ديديم روحيمون تازه مي شد . ولي توي اتوبوس اين پشت سريمون ما رو كشت از وقتي سوار شديم از اين و اون مداد خط لب و .... مي خواست نميدونم ساعت 30/11 شب مداد برا چيش بود ؟ من و ازاده ديگه از دستش مونده بوديم چي كنيم از اون ورم شب همه اتوبوس خواب بودن و من و ازاده تا خود صبح بيدار بوديم و هي ادما رو نگاه مي كرديم و حرص مي خورديم يه دختره بود كه ازون خوابايي كرد كه دلت بخواد ولي هي با ما دعوا مي كرد ما هم از رو نمي رفتيم و جوابشو مي داديم از شش دانگ خواب بلند مي شد و تو عالم هپروت مي گفت واي باز دارين حرف مي زنين؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خود نمايشگاه بد نبود بيشتر سفارشاي مردم رو خريديم . اونجا همش به ياد مرضي بودم فكر مي كردم اگه اون بود چه قدر مي خنديديم و قطعا از شدت خوردن مي تركيديم .
امروز كلاس تنظيم داشتيم واي اين استادش اصلا مثل استاد نيست با اون لهجه تابلوش ما كه گوش نمي كرديم همشو تعريف كرديم فقط بعضي وقتا استاد زون مي كرد رومون و ما با يه قياف هاي حق به جانب به مردمكاي چشماش نگاه مي كرديم . ![]()
اصلا حال نوشتن رو ندارن فكر مي كنم از هفته پيش دچار كمبود خواب شدم
كه تا حالا هم جبران نشده و تا هفته بعد هم فرصتي براي جبران ندارم دلم مي خواد 6 تا 7 ساعت طوري بخوبم كه اگه بمب هم دروكنن بيدار نشم . دارم براي دو هفته ديگه برنامه ريزي مي كنم كه يه همچين موقعيتي گيرم بياد .
راستی یادم رفت بگم وقتی اون نصف شبی قرار شد پسرا رو با ما نیارن نمی دونم از کجا دو تا ماشین پیدا شو و پشت سر ما را گرفتند که یکیشون هم با اتوبوس ما تصادف کرد و چین پلیسه شد خوب وقتی کچل مو فرفری تو ماشین باشه همین طور میشه دیگه !!!!!!!!!!!
هيشه شاد شاد شاد باشيد
سلام
اولا اينو يه جا خوندم به نظرم جالب اومد :
كنم هر شب دعايي كز دلم بيرون رود مهرت
ولي آهسته مي گويم خدايا بي اثر باشد
دوما : امروز با چند تا از دوستان رفتيم جشنواره وب لاگ چند نفري از بچه ها جز برگزار كنندگان بودند گويا خيلي بهشون خوش مي گذره چقدر هم اشنا پاشنا ديدم بعضي هاشون هم خيلي خوب بودن و چشم ادمو مي گرفتند مخصوصا اون پسر خوشگله كه مثل تو بود . به نظرم كسي گوش نمي داد دخترا پسرا رو نگاه مي كردند و اقايون خانوما رو جالبه نه خوب جواني اين كارا ديگه
نمي دونم اين اقايون چي مي گفتند به نظرم خيلي علمي صحبت مي كردند يه چيزايي سياسي مي گفتن اخه قربونتون برم اگه ما درد دلمونو اينجا بنويسيم كه مثل اكبر گنجي و ... مي شيم و دو روزه اين وب رو هم مي بندم . اسم گنجي امد. توي روزنامه ايران يه مبحث جالب و خنده دار از محسن رضايي از قول گنجي نوشته بود فكر مي كنه مردم باور مي كنن .(حتما اين مطلب رو بخونيد ) اره جان برادر اينا دارن سر من و تو رو گرم مي كنن ولي این قصه سر دراز داره.
سوم : توي دانشگاه يه پسره زده يه دختره رو كشته فكر كنم رييس اون دانشگاه هم مقتول بعدي . اطلات بيشتر را از رئزنامه ها و سايت دانشگاه پي گيري كنيد .
بگذريم چند روزه ديگه امتحان دارم و هيچي هم نخوندم و فكر هم نمي كنم برسم بخونم . راستي جنواره وب لاك پنجشبنه در تهران برگزار ميشه از ساعت 5/1 تا فكر كنم 5 اسم مكانشم يادم رفت .
هيشه شاد شاد شاد باشيد
سلام
واي چه حس بدي دارم نمي تونم توصيفش كنم ولي مطمئن هستم شما هم اين طوري شديد ![]()
راستي هزار راه نرفته امشب چه قدر چندش اور بود حالم از اون دختره به هم خورد واقعا ادم تا اين حد خريت هم پيدا مي شه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟. اگه جلو دستم بود حتما مرتكب قتل عمد شده بودم .
امشب ديگه ماه نيست ولي خدايي اون شب خيلي خوشگل بود . دلم براش تنگ شده ولي يه جمله معروف هست كه ميگه : ماه پشت ابر پنهان نمي ماند . راستي اين شعراي سهراب و فروغ چه قدر با هم فرق دارن سهراب پر از زندگي پر از اميد پر از مهر پر از انرژي پر از عشق و پر از همه خوبي ها
و فروغ پر از كسالت و پر از رخوت پر از افسردگي و پر از ....![]()
نتيجه اخلاقي و نكته كنكوري اين نوشته![]()
تا جوانيد انرژي خودتون را خالي كنيد چون با مصرف روغن هاي نباتي فكر نمي كنم براي اون اخر پاخرا چيزي باقي بمونه و شاد شاد شاد باشيد و شادي اور .
تا تمام ارزوهاي خوب
راستی از اقای دکتر
عطا مهر
کمال تشکر را دارم با امید موفقیت روز افزون ایشان

راستي امشب ماه چه قدر خوشگل بود






سلام
فكر مي كنم 3 هفته اي ميشه كه ننوشتم راستش حسش نبود اصلا حال نوشتن نداشتم با اينكه بعضي روزا حادثه هاي جالبي برام رخ ميداد . الان كه در خدمت شما هستم حدودا 5 دقيقه اي ميشه از كلاس برگشتم . همون كلاسه كه استادش از بس تند ميگه من همرو اشتباه مي نويسم و جملاتم فاعل نداره حالا بر كه برسي به فعلش . از شانس بد من فردا تعتيل است و من سه شنبه ها فاقد كلاس هستم البته يك هفته در ميان تنظيم داريم كه اونم عددي نيست . چهارشنبه هم عمليات نداريم .قابل توجه مهندس عزيز و مرضي جون درس شيرين عمليات ما رو مي برن سر زمين و به قول خودشون مزرعه و حسابي از ما بيگاري مي كشند اخه يكي نيست بگه گياهپزشك رو چه به كاشتن نخود .
اول بايد پشته ها رو درست كني و بعد بذر ها رو بكاري پيش خودمون باشه اون روزي من همه رديفمو نكاشتم و مقداريش نكاشته موند ولي صداشو در نياوردم كه حالا داره در مي اد . اين دستگاه سيب زميني كاره خيلي باحال بود سوارش مي شوديم و سيب ها رو روي زمين مي انداختيم البته امروزه تمام اين كارها مكانيزه شده ولي دانشگاه فقير ما از كارگران ارزان براي اين كارها استفاده ميكنه البته خيلي هم بد نمي گذره با بچه ها مي خنديم دفعه پيش خيلي خوب بود و من از سر و ته كار زدم و از همه زود تر تموم كردم بعدش نشتم بچه هاي بيچاره اي كه خيلي قانونمند عمل مي كردن نگاه مي كردم.
راستي بعضي موقعا بيل كم مي اد و سر بيل دعوا مي شه اما اگه صبر كني گيرت مي اد استادا نمي زارن شما بدون بيل بمونيد . مرضيه امروز اون امتحان خفن رو كه كتابشو ديديم داشتم همرو از خودم زدم ولي به نظرم خيلي بد نشد ولي اون سئالهاي تشريحي كه داده بود واي نگو همرو از خودم نوشتم و مثل هم يعني جواب سئاول 35 با 36 تفاوتي نداشت . خودم خندم گرفته بود ولي از عمق وجود احساس بدبختي كردم . تقلب هام اون قدر ريز بود كه چشمام داشت در مي امد اصلا به دردم نخورد .
سر جلسه همه طومارشونو بيرون اورده بودن ولي مي ترسيدند استفاده كند فقط خودم مدرنيزه عمل مي كنم ولي شما به كسي نگو . واي چه قدر گرسنه ام الان يه گربه سياه هم نشته اون ور روي ديوار حياط يادم اون وقتا دوستم مي گفت گربه هاي سياه جن هستند ولي اين يكي از مادر سياه از پدر سفيد بوده ابلق بود هر چي پيشتش كردم نرفت .با مريم پياده اومدم واي چه هوايي خوب بود . مي خواستند صبح برن پياده روي ولي به نظر من خواب چرب تره . الان دلم يه بچه سفيد چاق توپول مي خواد كه رو دستاش سوراخ سوراخ شده باشه و لوپاش در حال تركيدن باشه .
دلم مي خواد علمي تا ادبي بنويسم منتظر باشيد . شاد شاد شاد باشيد .
