83/4/24 شماره پرواز 1577 مبدا تهران مقصد جده
و در ان پرواز به ياد ماندني كه شكوه و عظمتش را تا اخرين لحظه عمربه ياد خواهم داشت
و خداي من در ان هنگام كه گرد خانه باشكوهت مي چرخيدم و خالصانه تو را در حضور نزديكت لبيك گويان مي خواندم در ان لحظات كه براي اولين بار چشمان اشكبارم سياهي پرده خانه ات را ديد تو را جستجو مي كردم و تو را مي خواندم در حالي كه زمزمه هاي ارزوهاي را بر لب داشتم
پرودگارا تو را خواندم و مي خوانم و همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم خواند به اميدي كه تو نيز من را فراموش نكردي
خداي من لذت ان لحظه كه در كنارت بودم و كنار قبر بهترين بندگانت بودم ارزوي هر ثانيه من است
پروردگارا و مرا به ياد داشته باش

سلام
مي خواستم بازم از بهترين دوران زندگي بهترين كساني كه تو اين دوران با هم بوديم بهترين لحظاتي كه كنار هم بوديم و هزاران و هزاران بهترين ديگه بنويسم ولي نوشته قبلي رو خوندم و اين بار با تمام حس چون ديگه بچه ها يه دو روزه ديگه مي رن مي رن پي زندگيشون و شايد ديگه همديگر رو نديدم ولي خاطرات خوش اين چند رو تو ذهنم حكاكي كردم و تا اخر عمر به يادشون زندگي خواهم كرد
راستي حالا جشن مونده پس يه دو روزي فرصت هست نه ...
برا همشون از ته دل ارزوي موفقيت و سلامتي دارم همشون همشون
تا شقايق هست زندگي بايد كرد 
