تبليغاتX
z تربچه جان

چند روزيه دارم مثلا درس مي خونم .شايد اين بار فرجي شد و ما هم دوباره رفتيم دانشگاه البته زمان كمه و تير در تاريكي . البته اگه اقاي انگيزه تو وجودتون باشه شايد يه نموره انگيزي پيدا كنيد.

همش درسا رو تكرار مي كنم .يه بار زير نويس تلويزيون رو خوندم نوشته بود اولين شب ارامش ساعت 20 . بعد از ده دقيقه ديدم 20 دقيقه است دارم مي گم اولين شب ارامش ساعت .... اولين شب ....

بعد به خودم اومدم

اين كه مي گن خر خوني دخترانه اينو مي گن چون برا بار 100 باز مي گم اولين شب ارامش ساعت 21 .

و ديگه ...

نمي دونم لاي اين جزوات چي داره ... اولا خواب فراوان

و دوما هزاران جور فكر كه اصلا شايد در حال عادي بهشون فكر نكني ... مي دوني چي مي گم

و نكته اخر اينكه در هر شرايط در هر حال هر زمان قلبم برا همتون مي تپه همتون.  دوستتون دارم خيلي اون قدر زياد كه دوست داشتن براش كمه اون قدر زياد كه نمي تونم ناراحتيتون رو ببينم اون قدر زياد كه ....

اينم با دقت بخونيد (برا تو نوشتم ها ).... 

باور كن. پس دوباره بخونش با صداي بلند كه من بشنوم حالا فهميدي برا تو نوشتم اين وقت شب ...

 

 

نوشته شده توسط الهه  در ساعت 12:47 | لینک  |