سلام
روز خوش ممكنه يه چند وقتي نباشم يا ننويسم ولي بر مي گردم ها موقته چون وقتي مي ام تو نت وقتم گرفته ميشه و بدتر از اون حواسم پرت ديگه ادم هر چي از تكنولوژي بهره مند باشه درگير تر ميشه نه ؟؟
ديگه ... اينجا يه برف حسابي اومده
من لحظه شماري مي كنم برا اون روزي كه برفا اب بشن يعني مي بينم اون روز رو ...
براتون مي نويسم تو اين مدته چه اتفايي افتاد و اصلا مشا و مبدا تصميم من برا درس خوندن چي بود تو اون روزاي ماه رمضان بود كه حتي حوصله خدوم رو هم نداشتم تا اينجا داشته باشيد بعد بران مي گم
فعلا
سلام
اين روزا تو چند تا كار قهار شدم:
چاي خوردن (ديگه عين معتادا شدم اين قدر چاي مي خورم كه اگه دستتو بزاري روي سرم فشار بدي عين فلاسك ار دهنم چاي ميزنه بيرون )
خر خوني اونم در مورد سم و حشرات و افات و هر موجود 6 پاهايي كه شما فكر مي كنيد
فراموشي خر خوني هاي خوانده شده
تحمل در برابر سرما فكر كنم تا اخر زمستان به دياپوز برم
تحمل سر رفتم حوصله اونم به طور پي در پي تو خونه
نگاه نكردن برخي از فيلما يا بدون صدا همراه تصوير كه واقعن برام يه شكنجه ست (البته سو تفاهم نشه فيلماي تلويزيون وطن رو مي گم )
از دل و دماغ افتادن برا رانندگي كه يه روزي تمام زندگيم بود البته اگه پاش بيفته براتون عين اين گيم هاي ماشيين بازي كورس مي زارم نترسيد شما وااااي الان دلم يه ماشين بازي حسابي مي خواد
ديگه همينا ديگه ...
ديگه اينجا برف اومده يه حال و هواي خاص داره ادم گاهي دلش از حال و هواش مي گيره
ديگه همينا ديگه ...
همين
فعلا خدافس
