تبليغاتX
z تربچه جان

 يه روز همه عشقم مداد رنگي 24 رنگ بود ...

يه روز همه عشقم دوچرخه بود ...

يه روز همه عشقم  توپاي رنگارنگي بود كه مي خريدم ...

يه روز همه عشقم اين بود كه نمره 20 بگيرم ...

يه روز همه عشقم اين بود كه صبح بشه و برم مدرسه و شور و شوق ...

يه روز همه عشقم اين بود كه كفش و مانتو هاي رنگارنگ بخرم ...

يه روز همه عشقم اين بود كه يه كامپوتر داشته باشم ...

يه روز همه عشقم اين بود كه به يه بهونه بتونم ببيمنت ...

يه روز همه عشقم اين بود كه برم دانشگاه ...

يه روز همه عشقم اين بود كه تنها به يه سفر دور برم ...

يه روز همه عشقم اين بود كه گواهينامه بگيرم و ماشين و بردارم و ...

يه روز همه عشم اين بود كه جديدترين اهنگارو رو از اينترنت دان لود كنم ...

يه روز همه عشم اين بود كه اخر شب بيام نت ...

يه روز همه عشق اين بود كه ...

روز به روز بزرگتر مي شم و خواسته هام بزرگتر ولي به اين فكر مي كنم كه گاهي خواسته هامو حتي تو دل خودم هم زمزمه نكردم چون ازشون مي ترسيدم ...كه شايد نزارن لذت اين مداد رنگي ها رو به ياد داشته باشم ...

و الان ... همه اين بالايي ها گذشته و دلم برا همون مداد رنگي 24 رنگه تنگ شده برا اون بستني هاي كه روزي 24 بار مي رفتم و مي خريدم ...

و الان ... الان مغزم خاليه خاليه ... حس مي كنم داره سقوط ازاد مي كنه ...

سقوط ازاد ....

خالي بدون هيچ حسي فقط منتظر گذشت زمان ...

و ... به خاطر اين همه عشقا زندگي كردم همون همين طوريم باور نداري دوباره بخون فقط من الان در حال سقوط ازادم ...

ازاد ...

نوشته شده توسط الهه  در ساعت 1:1 | لینک  | 

خورشيد

زندگي

نفس

درخت

...

آينه

دوست

عشق

چايي

شب

آرامش

خصوصي

اولين شب آرامش

...

...

 

نوشته شده توسط الهه  در ساعت 22:49 | لینک  |