يه روز مي آد كه دنبالم بگردي
اون وقت مي فهمي كه با من چه كردي
يه روز مي اد همش با چشم گريون
بپرسي من كجام ازاين و از اون
حالا اي واي خدا اي واي خدايم ...
امون از دست يار بي وفايم
گفتم اسم تو شد ورد زبونم
به خدا تا ابد به پات مي مونم
نگو برگرد پيشم كه خيلي ديره
من كه گفتم دلم داره مي ميره
حالا اي واي خدا اي واي خدايم ...
امون از دست يار بي وفايم
يه روز مي آد كه دنبالم بگردي
حالا اي واي خدا اي واي خداي اي خدايم ...
امون از دست يار بي وفايم

...
اینجا محیط خیلی علمیه همه ازین خر خونایی که هیچی جز درس حالیشون نیست دلم برا بعضی هاشون به شدت می سوزه و..... البته چشای پسرا از دیوار مخمل قرمز بتونی هم می گذره ها اینو فاکتور کنید .
فردا دارم می رم خونه این قسمت از دوران دانشجویی در خوابگاه خیلی کیف داره کلاسای یه هفته بعئ هم تعطیل کردم می خرم برم خوش بگذرونم ....
امروز با ازاده کلی اس ام اس بازی کردم قراره وقتی رفتم حسابی ادبم کنه برا چیزایی که بهش گفتم بی صبرانه منتظرم ببینم چی می خواد بکنه این وقت شب ؟؟؟؟
... ولی دلم براش تنگ شده مخصوصا اون دستای گوگولش ندا هم داره به شدت درس می خونه که به نظر من منصرف بشه بره دانشگاه فردوسی برا ایندش بهتره
...
خونه می بینمتون . راستی از بس این مسئولین خوابگاه گوش نمی کنن به حرف رفتم تو شغل شریف دزدی یه حالی میدی ... قفل کمد دزیدم فعلا ...
