اخه چه طور دلت اومد تنهام بزاري
تو بي من بري من بي تو مي ميرم
اخه شده بود عزيزترينم
شب وغم و منو ابر پاره پاره اسمون داره واسم يه ريز مي باره
رفتي حالا اشك خيس ابرا گريه هاتو ياد من مي اره
ياد چشات داره منو ديوووونه مي كنه
با غصه ها داره منو هم خونه مي كنه
دل ديگه طاقت موندن نداره
ديوووونه بي قراره
ديدي چي شد فكر نمي كردم اين پست اين طور بشه هم اتاقيم كه يه هفته بود ازدواج كرده بود تصادف كرد و ... اين همه درس بخون اين همه زحمت شباي امتحان تا صبح بيدار مي مونديم ... حيف شد خيلي ... اون تخت پايين بود من بالا . كلي سر به سرش مي زاشتم ... كلي مي خنديدم ...اصلا باورم نميشه اصلا ...بگذريم اين وقت شب فقط اي كاش ادم مي تونست غصه هاي خودشو بخوره علاوه بر مال خودش 1000 نفر ديگه هم تو صفن ...
اين وقت شب اون كي مي تونه باشه كه گفته بود اپ كنم باور كنيد فقط به خاطر اون اپ كردم با اينكه نمي دونم كيه اگه اسمشو مي نوشت خيلي خوشحال مي شدم ولي ادم هميشه تو ماري بمونه يه لذتي داره ...
اين روزا همش دارم با كنه ور مي رم حتي خواب كنه مي بينم يعن يتعبيرش چي مي تونه باشه اين وقت شب و اينكه به خدا من نمي خوام مقاله از خودم در كنم ولي اين استاد راهنما ولم نمي كنه و اينكه نزاريد بچه هاتون برن مدرسه خودم درسشون مي دم حالا بعدن ادرس مي دم بفرسيدشون پيش خودم با جديدترين متد روز ...

