زيباترين نگاه را در چشمان كسي ديدم كه هرگز مرا نديد

باز آمد بوي ماه مهر ماه مهربان ...
واقعا حالا مي فهمم ماه مهربان يعني چي .ادم تا عمري ازش نگذره نمي فهمهه همون لحظاتي كه امتحان داشته كلاس مي رفته گچ و تخته و معلم تست همه ميشه بهرترين دوران عمر كوتاهش ... حالا حصرت يه اپسيلون لحظشو مي خورم .چه مزه اي مي داد جلد كردن كتاب و دفتراي نو . ارزوهاي كودكانه اي كه امسال بايد شاگرد اول بشم منتظر سريس موندن تو سرما پيلده رفتن تو هواي خوشگل بهار ...
اين همه سالا به كنار اين چند وقت خوابگا به كنار چون با بچه ها زندگي مي كنيم تو همه لحظه ها سختي ها و افسوس ... و اي محدثه عزيز چه طور نبودنت رو تحمل كنم ؟؟كوتاه بود ولي در روح و جان من هميشه هستي هميشه
و اي كاش ادما اصلا با هم اشنا نمي شدن دلبسته نمي شدن خوش نمي گزروندن اي كاش ...
و قلبم مي تپه به ياد كساني كه دوشتشون داره خيلي محكم 
